اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
مقدمه 3
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى )
مبانى طب سنتى ما دارد . « 1 » و آنچه كه شخصيت علمى فقيد مرحوم استاد دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى در مقدمه و در تحشيه و تذييل اين اثر ماندگار آورده است كارى عظيم و راهگشا است . محدوديت امكان دسترسى به اين نگاشتههاى بسيار ارزشمند ما را بر آن داشت كه قبل از انتشار مجموعه آثار بسيار گرانقدر مرحوم استاد كه ان شاء ا . . . بايد هرچه زودتر صورت گيرد با كسب اجازه از خانواده محترم ايشان توسط برادر دانشمند ، جناب آقاى دكتر ناصرى از اساتيد محترم دانشگاه شاهد ، بخشهايى از كتاب را فعلا به صورت زيراكس ، در شمارگان محدود صرفا براى فراهم ساختن زمينه دسترسى جويندگان طب سنتى و پژوهشگران پرتلاش و بپاخاسته كه به حمد اللّه با عزمى استوار در راهى دشوار براى احياء ميراث پزشكى گام نهادهاند . تكثير نمائيم . اطمينان داريم ، مطالعه مبانى طب سنتى با توضيحات عالمانه و محققانه مرحوم استاد ، حركت تازهاى در زمينه احياء و كاربرد اين ميراث فراموش شده ايجاد خواهد كرد .
--> ( 1 ) - تاكيد ما بر كلمه طب سنتى ما ، متعصبانه و بىمنطق نيست ، زيرا علىرغم اينكه غالبا موضوع طبائع اربعه و اخلاط و امزجه را مربوط به طب يونانى مىپندارند ، ريشه اين نظريات مربوط به طب ايرانى است چنان كه سيريل الگود نويسنده كتاب تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى علىرغم برخى نظراتى كه غالبا نويسندگان غربى در برخورد با ملل شرقى ابراز مىنمايند و مايل به اعتراف به دانش شرقيان و استضائه غربيان از آن نيستند به اين مهم اشاره مىكند كه : « خيلى بعيد به نظر مىرسد كه يونانيان در طى دو قرن روشى را كه اكنون به نام روش بقراط معروف است خود به خود پديد آورده باشند . به علاوه در آثار و كلمات بقراط نشانههاى تازگى كاملا آشكار است و هيچگونه اثر تحول تدريجى در آن ديده نمىشود حتى خود يونانىها هم فرضيه طبائع چهارگانه خود را يك فرضيه بيگانه مىشناختند و به رسم آن زمان آن را ايرانى مىناميدند كه البته مقصودشان فقط معرفى بيگانه بودن آن بود . » اين چند جمله را كه از صفحات 36 و 37 كتاب سيريل الگود ترجمه دكتر باهر فرقانى انتشارات اميركبير - 1371 نقل كرديم بيانگر نكتههاى قابل توجهى است اگرچه در دو جمله آخر متأسفانه سيريل الكود كوشيده است با ذكر جمله « البته مقصودشان فقط معرفى بيگانه بودن آن بود » نقش دانش و فرهنگ ايرانى را در اين زمينه بگونهاى انكار نمايد .